تسلیت و ابراز همدردی با مرگ همسر نوام چامسکی
چند شبی پیش 22 دسامبر در گشت و گذارم در وب سری به سایت نوام چامسکی زدم.
که در کمال تاثر و تاسف متوجه شدم در تاریخ 19 دسامبر 2008 همسر و همکار ایشان کارول چامسکی (Carol Chomsky) بر اثر سرطان در گذشته است. تاثری دو چندان بر من غالب گشت.
ایشان از چهره های شاخص در زبان شناسی و از همفکران هم مسلک همسر گرامی اش نوام چامسکی بود.
هرچند به علت مشغله آن شب تنها توانستم به دوست اینترنتی و دانشگاهی ام ایمیلی بزنم.
و این تاثر نامه به امشب شبی موکول شد.
با تمام وجود فقدان این اندیشمند و روشنفکر برجسته را به تمامی انسانهای پونده دانش و اندیشه و نیز شخص نوام چامسکی تسلیت می گویم.
یادداشتی پیرامون زبان, فرهنگ و ذهن
تحقیقات انجام شده در دانشگاه MIT، پیرامون زبان قبیله پیراها و نیز مسائل فرهنگی این قبیله یا گروه، از چند بخش می تواند حائز اهمیت باشد.
یکی از این مسائل تاثیر گذاری فوق العاده فرهنگ و محیط بر ساختار دستوری یا همان فرم بیرونی زبان یا به قول چامسکی Extranel-Language است، آنچه که مرا واداشته است تا این مطلب را بنگارم.
چامسکی در کتاب معتبر و بحث برانگیزش ساختارهای نحوی یا Syntactic Structures و بعدها کتاب دوران سازش Language and Mind یا ذهن وزبان بر این مسئله تاکید می کند که نه تنها زبان مسئله یا امری محیطی نیست که به طور کامل از محیط آموخته گردد، بلکه زبان امری فطری یا به قول خودش موهبتی زیست شناسانه است.
او با تقسیم زبان به دو بخش Internal-Language و External-Language امر محیطی را اصلا کمرنگ نمی کند بلکه آن را تنها در شکل گیری زبان بیرونی یا E-Language تاثیر گذار می داند.
به اعتقاد وی آنچه زبان را آموختنی می کند یا باز هم به قول خودش آنچه باعث می شود زبان برای یک کودک اتفاق بیافتد، وجود ساختاری نحوی از دستور زبان جهانی است که در ذهن کودک وجود دارد. این موهبت زیست شناسانه در دورانی خاص از زندگی از یک مرحله آغازین مانند S یا 'S شروع شده و پس از طی مراحلی به مرحله تثبیت می رسد. این امر همچون بلوغ جسمی یا جنسی هر فرد می باشد. بنابراین همچون بینایی یا حس چشایی، زبان نیز دارای بخشی مجزا در ذهن است. این اظهارات پیرامون شناخت ذهن و روانشناسی شناخت وی را در نقطه مقابل ب.اف.اسکینر قرار میدهد که معتقد به تاثیر پذیری کامل زبان از عوامل بیرونی و عامل "پاسخ به محرک" بود.
کودک در کندوکاو برای آموختن زبان در ذهنش با یک لوح سفید مواجه نیست بلکه ساختارهایی ابتدایی در ذهن وی وجود دارند که وی آنها را دستور زبان جهانی می نامد و کودک دارای استعدادهایی فطری برای شکل دادن به نحوه یادگیری است. به همین دلیل است که وی معتقد است که همچون سایر موارد، توانایی های زبانی انسان علاوه بر خلاقیت ها و آزادی های وی امری محدود است و در گستره وسیعی زبان فرد به مرحله تثبیت می رسد. اما مانند افزایش توانایی جسمی یا مانند گسترش بینایی در محور عمودی و افقی سلول های بینایی، زبان نیز در مرحله آموختن می تواند از محیط تاثیر گرفته و رشد کند یا بد آموخته گردد.
تحقیقات اخیر دانشگاه MIT نیز بر این نظریه چامسکی صحه می گذارد. این را از آن جهت باید دانست که شواهد تحقیقات این گروه بر روی ذهن و ساختار تفکر گروه موسوم به پیراها منجر به کشف این مسئله شده که آنها توانایی بالایی در تطبیق و مقایسه دارند. این امر موجب شده که آنها در تولید واژگان برای بیان دقیق اعداد نیازی حس نکنند. بنابراین زبان آنها خالی از این واژگان است.
البته عامل دیگر در این مسئله هم فرهنگ قبیله پیراهاست که نیاز به اعداد را حس نکرده و مفید نمی دانسته.اما همین تحقیقات می گوید که آنها توانایی آموختن ریاضی را دارند.
لینک اصلی مطلب :http://web.mit.edu/newsoffice/2008/language-0624.html
کشف یک زبان جدید توسط تیم تحقیقاتی دانشگاه ام آی تی در آمازون
تیم تحقیقاتی دانشگاه ام آی تی اخیرا زبانی را مورد مطالعه قرار داده است که یافته های این مطالعات نشان میدهد که هیچ کلمه ای در این زبان برای بیان دقیق اعداد وجود ندارد.
یک زبان آمازونی با حدود تنها 300 متکلم در منطقه ای دوردست در شمال غربی برزیل در میان جنگل های آمازون برای بیان عدد "یک" یا هیچ کدام از دیگر صورت های شمارش دارای واژگان نیست و تنها از کمیت ها و مقادیر نسبی مانند "کمی"، "مقداری"، "بیشتر" و "زیاد" برای بیان مفاهیم شمارشی بهره می برد.
پروفسور ادوارد گیبسون محقق و پژوهشگر ذهن و علوم شناختی از دانشگاه ام آی تی و رییس این گروه تحقیقاتی، در تحقیقاتش از این قبیله آمازونی به نام "پیراها" متوجه شد که در این زبان هیچ واژه یا کلمه ای برای بیان دقیق اعداد وجود ندارد.
وی میگوید:"پیش از این بر این باور بودیم که شمارش و شمردن بخشی ذاتی از ذهن و ساختار ذهنی انسان است. اما در این جا کسانی یافت شده اند که نمی شمارند، نه به این معنی که نمی توانند، بلکه آنها می توانند یاد بگیرند اما به این دلیل که در فرهنگ آنها این مسئله مفید نبوده بنابراین هیچ گاه نیازش حس نشده است."
نتایج و مدارک این تحقیقات که در شماره 10 ژوئن ژورنال تخصصی این گروه اراده گردیده نشان می دهد که کلمات بیان کننده اعداد دارای مفاهیمی هستند که توسط فرهنگ زبان تولید شده و در آن فرهنگ بیات اعداد مورد نیاز بوده است و هرگز بخشی از زبان نیست.
تحقیقات گذشته در این مورد وجود برخی اجزا در این زبان برای بیان اعداد "یک"، "دو" و "بیشتر" را نشان می داد، هر چند در تحقیقات اخیر این گروه، همان رفتار و واژگان را از زبان یک متکلم و گوینده این زبان، هنگامی که اشیایی را یکی یکی از یک تا ده می افزودند، مشاهده کردند.
اما زمانی که محققین با پیچیده کردن این آزمایش و تست دوباره از یکی از متکلمین این زبان، از وی خواستند تا مجموعه ای از 10 شی را بشمارد، وی همان واژه ای را که در تحقیقات پیشین معادل "دو" بود را بجای واژه "بیشتر" برای بیان تعداد پنج یا شش شی به کار برد و واژه معادل "یک" را برا ی هر مقداری بین یک تا چهار به کار بست.
پروفسور گیبسون می گوید: "این آزمایش نشان داد که هیچ عددی برای شمردن در این زبان وجود ندارد و تنها مقادیر نسبی وجود دارند."
وی همچنین می افزاید که این استراتژی و روش شمردن پیش از این هرگز مشاهده نشده بود، هرچند که در زبان های دیگری که گمان می رود از معادل هایی مانند "یک"، "دو" و بیشتر استفاده می کنند نیز همین مسئله ممکن است تکرار گردد.
این پروژه تحقیقاتی بخشی از یک پروژه تحقیقاتی عظیم تر است که در پی یافتن ارتباطی میان ذهن و زبان و فرهنگ قبیله پیراهاست و آزمایشی پیرامون ادعاهای دانیل اورت(Daniel Everett) استاد دانشگاه ایلی نویز در یکی از شماره های مجله انسان شناسی عصر حاضر است.
از دیگر مسائلی که این تحقیق آن را روشن ساخت یافتن رفتارهایی در افراد این قبیله بود که بمدت طولانی هیچ جزئی از حافظه برای آن وجود نداشته است. این قابلیت به آنها توانایی انجام تطبیق هایی را میدهد. آنها توانایی پیش بینی و تقریب زدن مطابقت هایی را دارند. این بدان معنی است که زبان می تواند فنی شناختی از امور ذهن و حافظه به دست دهد.
مبانی نظريه زبانها و ماشينها
پس از این تاریخ به طور اجمالی اقدام به قراردادن مطالبی مربوط به نظریه زبانها و ماشینها خواهم نمود.از تمام کسانی که مرا یاری کنند سپاسگذارم.

